تبليغاتX
بیر گون گولر آذربایجان

نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 ساعت 15:50 | لینک ثابت |

به کدامین گناه یعقوب مهرنهاد به دارآویخته شد؟

واحید قاراباغلی
vahidqarabagli@gmail.com

روز گذشته در زاهدان فردی به نام یعقوب مهرنهاد صرف فعالیت های مدنی اعدام شد. مگر یعقوب مهرنهاد چه کرده بود؟

یعقوب در معرفی
وبلاگ شخصی خود که دیگر به روز نخواهد شد نوشته بود:"(خداوند وضع و حال هیچ ملتی را تغییر نمیدهد مگر آنکه خود به تغییر وضع خویش اقدام نمایند ) این کلام نورانی و الهی موجب ایجاد انگیزه برای تمام فعالیتهائی است که انجام میدهم و معتقدم در صورت عمل به این کلام الهی همه مردم می توانند اوضاع خود و جامعه خویش را از ظلمت به سوی روشنائی تغییر دهند. از بی عدالتی و نابرابری ها و فقر و ستم به آنچه که آرمان بشری است و خواسته های مشروع انسانی."

آری یعقوب مهرنهاد به جرم کوشش‌های مدنی و حقوق بشری اعدام شد، او که فعالیت اجتماعی با مجوز دولتی می کرد و سابقه شفافی داشت، او که به مبارزه سیاسی مسالمت آمیز در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی اعتقاد داشت ؟ موجب رنج حاکمیت می شد، حاکمیتی که سخت از حرکت های مدنی ترس دارد،و فعاليتھاى مدنى را برنمی تابد، مھرنھاد را در بلوچستان با اتھامات ساختگى از حق حيات محروم و ملتى را محروم از پيشروان به حق اش نمود .ما می دانيم که يعقوب مهرنهاد خواستی جز برچیدن تبیعض ها و احقاق حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در بلوچستان نداشت.

یعقوب مهرنهاد روزنامه نگار، فعالی فرهنگی، حقوق بشری بود، و اعدام او بیان دور جدیدی از سرکوب فعالین مدنی و ملی است.این سیاست سرکوبگرانه و شوونیستی علاوه بر بلوچستان ،در خوزستان، آذربایجان ،کردستان ، ترکمن صحرا و ... نیز دنبال میشود.

گویا مسئولین قضایی و امنیتی حاکمیت بر این باورند که هر نوع فعالیت از سوی جوانان بلوچ، تورک، کرد، عرب و هر نوع دفاع از هویت ملی و فرهنگی باید قاطعانه سرکوب شود تا از این طریق بتوان بر ستم ملی حیات داد و بر مردم حکومت کرد.

خبر تلخ اعدام مهرنهاد، یا کشته شدن جوانان هویت طلب تورک چون فرهاد محسنی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات، اعدام برای فعالین کرد، عرب و بازداشت های خودسرانه، احکام حبس های طولانی مدت، سر کوب های عمومی حکایت از گستره نقض حقوق بشر در این مناطق دارند.

در این موقعیت آنچه بیش از پیش روشن است اینست که باید با تمام قوا تلاش کرد و افشای این سیاست به شدت خطرناک سرکوبگرانه و تلاش برای آگاه سازی جامعه جهانی وظیفه ی تمامی آزادیخواهان و فعالین حقوق بشری است. کشاندن این موضوع به رسانه های بین المللی و مددخواهی از سازمان ها و نهادهای مدافع حقوق بشر حداقل تلاشی است که می توانبم در حال حاضر بکنیم. نباید گذاشت اعدام های وحشیانه و سرکوب ددمنشانه در سکوت انجام گیرد.

بی شک تداوم بایکوت خبری و حساس نبودن ارگانهای اطلاع رسانی و حقوق بشر فعال ایرانی در خصوص فعالین هویت خواه و ملی سبب ادامه این روند از سوی حکومت خواهد گردید.
نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ساعت 4:3 | لینک ثابت |

مصاحبه اختصاصي با "آژانس ايران خبر" در خصوص وضعیت حقوق بشر در آذربایجان

آقاي قاراباغلي با تشكرازوقتي كه دراختيار ما گذاشتيد ميخواستيم كه به عنوان اولين سئوال ازشما بپرسيم كه :


۱- چه فشارهايي روي مردم آذربايجان است؟

وضعیت آذربایجان در شرایط موجود و پیش از این نیز از لحاظ سیاسی ؛ فرهنگی و حتی اقتصادی تفاوتهایی با سایر نقاط ایران داشته و دارد. بدین معنی که اگر مردم آذربایجان در برخی مسائل اجتماعی و حقوق شهروندی نقطه مشترکاتی با سایر مردم ایران دارند، اما به لحاظ فرهنگی، سیاسی، حقوقی و مدنی و اجتماعی شرایط مختص به خود را دارا هستند در طی حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی ملت آذربایجان در موضاعاتی نظیر حقوق زبانی و فرهنگی شاهد بروز ظلم و ستم ملی بوده اند .نقض حقوق بشر در آذربایجان هنوز که هنوز است در پس مصلحتهای سیاسی و بایکوت خبری رسانه ای مرگز گرا و فارس گرا مخفی مانده و یا در اغلب موارد انعکاسی خلاف واقعیت داشته است. اقتصاد ؛زبان، تاریخ، فرهنگ، موسیقی، هنر و شخصیت‌ها و بناهای تاریخی آذربایجان مورد بی مهری ها قرار گرفته است.، اقتصاد و بافت اجتماعی‌ به‌شدت افت کرده‌است. صنایع مادر ، مولد و اشتغال زا در آذربایجان جایی ندارند.در اثر عدم سرمایه گذاری آذربایجان شاهد مهاجرت گسرده ساکنان خویش است .

حقوق اولیه‌ انسانی آذربایجانیها به رسمیت شناخته نمی شود، مساله ممنوعيت آموزش به زبان ترکي در کنار نقض روزمره حقوق انساني میلیونها آذربایجانی مشکل عمده و رسشه ای آنهاست تنها زبان رسمی در ایران زبان فارسی است و برخلاف اصول مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ( اصل 15 قانون اساسی) ، سایر زبانها در مدارس تدریس نمی‌شوند. کودکان آذربایجانی در ایران در بدو ورود به مدرسه مجبورند که‌ با زبان تحمیلی و غیر مادری آموزش ببینند این امر تاثیر عمده ای در افت تحصیلی آنان داشته است و تحقیقات علمی موید این موضوع می باشد. آموزش بزبان غیر ترکی روند آسیمیلاسیون ملت آذربایجان را تسریع بخشیده گامهای ابتدایی نسل کشی زبانی ملت آذربایجان برداشته شده است. عدم تدریس زبان ترکی آذربایجانی موجبات مرگ زبان را فراهم می‌آورد. ممنوعيت نامگذاري کودکان و اماکن عمومي به زبان ترکي ، تغيير اسامي تاريخي شهرها، کوهها، رودها و ...همه و همه در حقیقت از تداوم ،« تهاجم فرهنگی و نسل کشی زبانی » نسبت به ملت آذربایجان حکایت دارند.

۲- فعالين آذربايجان درخواست و خواسته شان چيست؟

در طول قرن بیستم، هرگاه که کنترل آزادی بیان از سوی حکومت مرکز ی کاهش یافته،" مثل دوران اوایل انقلاب،" آذربایجانیها از این فرصت برای ابراز هویت آذربایجانی خود استفاده نموده و خواستار افزایش حقوق فرهنگی ملی شده اند.

در همین راستاست که هم اکنون حرکتی در آذربایجان جریان دارد که از آن بعنوان « حرکت ملی آذربایجان» یاد می شود،حرکت ملي آذربايجان جنبشي است، که در مقابل واقعیت و عینیت حاکم بر آذربایجان که همانا سیاستهای تبعیض ملی باشد شکل گرفته، این جنبش جنبشی‌است مدنی و بر مبنای حقوق دموکراتیک انسانی، خواستار تامین شرایط مناسبی برای رشد و توسعه جامعه آذربایجان است. فعالین این حرکت، خواست خود را حفظ هویت متمایز آذربایجانی و احقاق حقوق ملت ترک آذربايجان آنچه را که در قانون اساسی کشور و منشورهای بين المللی حقوق بشر آمده است بیان می کنند، فعالین آذربایجانی اعتقاد دارند: سیاست‌های اقتصادی حکومت مرکزی در تخصیص امکانات و بودجه مملکتی به‌شدت تبعیض‌آمیز است و باعث رکود اقتصادی منطقه شده است، از پتانسیل جغرافیائی آذربایجان و اهمیت تاریخی تجارت و صنعت در آن هیچ بهره‌وری نشده و سیاست مدونی برای توسعه صادرات و احداث راههای جدید و مناطق آزاد تجاری-صنعتی، وجود ندارد، سیستم عقب‌مانده آموزش و پرورش در ایران باعث افت تحصیلی در آذربایجان شده و به ماندگاری بی‌سوادی و کم سوادی در این منطقه کمک کرده است، انتصاب مدیران دولتی غیر بومی و ناآشنا به مسائل منطقه از سوی ارگانهای مرکزی یکی از دلایل سوءمدیریت منطقه‌ای را فراهم کرده است، حکومت مرکزی نه تنها هیچ کمکی به حفظ و توسعه ادبیات و زبان و فرهنگ آذربایجان ندارد، بلکه با سیاست‌گذاریهای آشکار و پنهان خویش سعی در امحا و نابودی آن دارد و علاقه‌مندان به حفظ مختصات هویت ملی را با اتهام پان‌ترکیست و تجزیه طلب تحت پیگردهای قانونی قرار داده است، اجازه برگزاری مراسم بزرگداشت بابک و دیگر مراسمات مشابه داده نمی شود، در رسانه ها و کتب درسی تبلیغات ضد ترک جریان دارد و...

۳- چرا فعالين آذربايجان دستگير و روانه زندان مي شوند؟

متاسفانه ما روزانه شاهد موارد نقض گسترده حقوق بشر هم چون بازداشتها، محاکمات؛ کنترلهای امنیتی و برخوردهای قضایی خارج از قانون با فعالیتهای سیاسی، مدنی، روزنامه نگاران، دانشجویان و زنان و ...در آذربایجان هستیم. حاکمیت ؛ فعالین آذربایجانی را که در مناسبت های مختلف و با روشهای های مدنی و مسالمت آمیز خواستار دستیابی به ابتدائی ترین حقوق خود هستند سرکوب نموده و در این راه ازهیچ برخوردی دریغ نمی کند. حتی روحانیون آذربایجانی که در جهت احقاق حقوق اولیه و انسانی آذربایجانیها سخنرانی کننند دستگیر شده و زندانی شده اند. به نظر من رواج عقلانیت در بین هویت‌خواهان ترک آذربایجانی که خواستار رسمی شدن زبان ترکی در ایران و احقاق سایر حقوق فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ترک‌های ایران هستد، از دیدگاه حکومت منفی تلقی شده است؛ زیرا بزرگ‌ترین حُسن این حرکت، همان مدنی بودن و مسالمت‌آمیز بودن آن است و حمومت مایل است این حرکت خود جوش و ملی آذربایجانیها را به سوی رادیکالیزم سوق دهد تا بهانه‌های بیشتری برای سرکوب آن داشته باشد.مطالبات ملت آذربایجان سالهاست که روی هم انباشته شده و به جای اینکه این مطالبات پاسخی عقلایی داد ه شود با اتهاماتی نظیر تجزيه طلبی يا پان ترکيستی مورد سرکوب قرار می گیرند.

البته باید گفت فعالان حقوق مدنی آذربایجانی با فشاری دو چندان روبرو هستند. یکی همان سرکوبی است که شامل حال کلیه ایرانی‌های تلاشگر برای حقوق بشر می شود و همۀ افراد اعم از زن و مرد و دانشجو و کارگر و معلم و ... را در بر می گیرد. چرا که نظام مسلط تنها راه حفظ قدرت خود را در سرکوب حقوق مدنی آحاد جامعه می بیند. دیگری تنها متوجه فعالان حقوق آذربایجانی می‌شود چرا که اینها به مجرد ابراز نظر با برچسب تجزیه طلبی مواجه می‌شوند و در نتیجه علاوه بر سرکوب دستگاه‌های امنیتی و قضایی باید سکوت دیگر بخش‌های فعال جامعه در مقابل سرکوب خود را نظاره گر باشند.

سانسور بسیار شدیدی در مورد اخبار آذربایجان وجود دارد به نحوی که ما مجبوریم دست و بال خبر را بزنیم در غیر این صورت این خطر وجود دارد که کل متن خبر انتشار نیابد! و تنها با حذف نام آذربایجان ، هویت طلب و ...کمی شانس منتشر شدن پیدا می‌کند. لذا ما اجبارا نام منطقه را و علت بازداشت را حذف می‌کنیم تا حداقل بطور ناقص هم که شده، بتوانیم خبر را منتشر نماییم.

۴- مختصري از موج دستگيري هاي فعالين آذربايجان از خرداد ۸۵ به بعد برايمان بگوييد؟ در حال حاضر كدام فعالين در زندان هستند؟

حکومت جمهوری اسلامی ایران در دو سال گذشته برای جلوگیری از تکرار اعتراضات خرداد ماه ۸۵ در آذربایجان طرحها ی بسیار بی رحمانه ای را به اجرا گذاشته است. فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی از امکان فعالیت آزادانه برخوردار نیستند.آنها با بازداشت و زندان و حبس روبرو می شوند و احضار به دادگاه ها، امری روزمره و عادی مبدل شده است. نقض حقوق اساسی، انسانی، آزادیهای بیان و مطبوعات و حقوق شهروندی مردم آذربایجان کماکان ادامه دارد و وضعیت رو به وخامت گراییده است. در خصوص صدور احکام حبس سیاسی، تعداد احکام صادره و مدت محکومیت برای فعالین سیاسی ؛ فرهنگی و هویت طلب افزایش یافته است . فعالیتهای مدنی و مسالمت آمیز نیز با خطرات خاص خویش همراه گشته است فعالیتهای روزنامه نگاری، مطبوعاتی و روشنگری در آذربایجان بحرانی شده است. موج سرکوب نویسندگان، روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان سیاسی , اجتماعی روز به روز ابعاد و شکل های گوناگون به خود می‌گیرد. تهدید و ارعاب مستقیم و غیر مستقیم به ابزاری معمول بدل گشته است.

با نزدیک شدن به ایامی چون بازگشائی مدارس ( ۱ مهر)، روز جهانی زبان مادری ( 21 فوریه ؛ ۲ اسفند)، سالگرد اعتراضات خرداد ۸۵، سالروز تولد بابک خرمدین ( نیمه اول تیر)، ۲۱ آذر سالروز تشکیل حکومت ملی آذربایجان در سال ۱۳۲۴، و ... کنترل و فشار ارگان های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی جهت جلوگیری ازهرگونه تجمع و تظاهرات اعتراض آمیزی در شهرهای آذربايجان بیشتر می شود. معمولا یک هفته مانده به این روزها نیروهای امنیتی در شهرهای مختلف آذربایجان فعالان را به ادارت اطلاعات ( اطلاعات سپاه , نیروهی انتظامی و..) فراخوانده و بازداشت می‌نمایند و سپس آنها را با قید ضمانت آزاد می‌سازند. مسئولان امنیتی به فعالان هشدار می‌دهند که در صورت شرکت در چنین مراسماتی، باید چشم براه پیامدهای سنگینی را باشند. اما معمولا همه ساله فعالان سرانجام موفق می‌شوند که این روزها را به طریقی به صورت راه پیمایی‌های مسالمت آمیز در مراکز شهرها و دانشگاه‌ها برگزار کنند. در حال حاضر تعداد زیادی زندانی داریم، که خانواده های عمده این زندانیان وضعیت اسفناکی دارند.

اسامي تعدادي از آنها که با صدور حکم و قرار بازداشت در زندانی هستند به شرح زير مي باشد، : عباس لسانی، حجت اسلام عظیمی قدیم، ابراهیم جعفرزاده، حمید رستمی ( آرغیش)، علی عباسی، فریدون مهدی پور، عارف اولوفی، وحید بهادری، مهدی نوری، افشین بزاز قدیم، عوض حسن پور، مرتضی شکری، کریم کارگر، فرهاد حیدری، رضا پاشایی،حجت نصیری،حسین فروهیده، ایرج ناجی، ( با صدور حکم ) جمشيد زارعي ، امير بنايي سابق ، حسن اسدي ،حمید والایی، غلام نجفی ، سجاد راد مهر، داریوش حاتمی، شاهرخ حاتمی ، آیدین خواجه ای،فراز زهتابی ، ودود اسدی ( قرار بازداشت) و ...

البته لیست فوق به هیچ وجه شامل تمامی موارد نمی باشد چرا که هستند کسانی که بدون اینکه هویت آنها معلوم باشد در بازداشتهای مخفی و غیر رسمی شهرهای آذربایجان در حبس می باشند.

۵- آخرين اخبار از آقاي عباس لساني چيست؟ تا جايي كه ما مطلع هستيم ايشان به زندان يزد تبعيد شده بودند. خانواده ايشان در چه وضعيتي هستند؟

متاسفانه وضعیت آقای لسانی اصلا مطلوب نیست وی که در کل به سی ماه حبس محکوم و به شهر یزد تبعید شده است. علیرغم اینکه بیش از ۲۶ماه است که در زندان به سر می برد هنوز حتی یک روز هم به مرخصی نرفته است. ایشان که محکومی سیاسی است اما از زمان بازداشت همواره در بین زندانیان عادی و حتی معتاد و خطرناک قرار داده شده که تعداد زیادی از این زندانیان مبتلا به بیماریهای واگیردار هستند.

از زمان تبعید غیر قانونی آقای لسانی به زندان یزد به دلیل مسافت طولانی که خانواده او باید طی کند این مسئله باعث شده که دیگر امکان ملاقات آنها غیر ممکن باشد.آخرین ملاقات خانم لسانی به هفته اول فروردین بر می گردد یعنی پس از اينکه همسرش را از زندان اهر به زندان يزد منتقل کردند تصمصيم گرفت که برود زندان و همسر خودرا ملاقات کند. وقتی به آنجا مراجعه کردتوانست فقط پانزده دقيقه با او ملاقات داشته باشد آنهم در حضور دو مامور زندان و به شر ط اينکه آقای لسانی هيچ چيزی درباره وضعيت خود به خانواده نگويد.خانواده آقای لسانی الان بیش از ۴ ماه است که با ایشان ملاقات نداشته اند.

فشارهای امنیتی نسبت به خانواده عباس لیساني همواره بوده است.منزل آقای لسانی تحت کنترل دائمی ماموران اداره کل اطلاعات قرار دارد و آنها کلیه رفت و آمدهای خانواده را تحت نظر دارند.بامداد شنبه بیست و چهارم فروردین ماه ۸۷، خانم لسانی از طرف ماموران وزارت اطلاعات بدون ارائه حکم جلب بازداشت و برای ساعت ها مورد بازجویی قرار می گیرد او را تهديد می کنند که درمورد وضعيت همسرش در زندان نبايد با رسانه ها و فعالان حقوق بشر صحبت کند، در غير اين صورت وی نيز بازداشت خواهد شد و بچه های آنها بی سرپرست خواهند ماند.

در راستای این فشارها اخیرا" دادستان و اداره اطلاعات اردبیل به خانواده لسانی اعلام داشته اند که آقای لسانی باید بعد از آزادی از زندان یزد به یک شهر فارس نشین مهاجرت بکند در غیر اینصورت هر اتفاق و حرکتی در اردبیل و دیگر شهرهای آذربایجان روی دهد ما او را دستگیر و زندانی خواهیم کرد.

۶- كمي برايمان از شهداي آذربايجان بگوييد. چرا و چگونه به شهادت رسيدند؟

بدنبال اینکه در اردیبهشت سال ۸۵ روزنامه ایران، روزنامه رسمی دولت، کاریکاتوری را که در آن آذربایجانی ها به سوسک تشبیه شده بودند منتشر کرد . صد ها هزار آذربایجانی در سراسر کشور به خیابان ها ریختند تا اعتراض خود را نسبت به توهین و تبعیض اعمال شده از سوی جکومت نسبت به آذربایجانیها طی تظاهرات مسالمت آمیز ابراز نمایند. در مقابل، واحد های ضد شورش سپاه پاسداران انقلاب، واحد های ویژه نیروی انتظامی ؛ نیروهای امنیتی و نیروی بسیج در روزهای ۱خرداد در تبریز، ۲ خرداد در اورمیه و ۴ خرداد در نقده و مشکین شهر 6 خرداد در اردبیل و.... به تظاهر کنندگان حمله کردند. حد اقل ۲۷ نفر کشته شدند و صدها نفر مجروح گردیدند. خیلی ها نیز با اسلحه های ساچمه ای کور شدند، آقای وحید داورپناه از جمله جوانی بود که دو چشم خود را از دست داد و هم اکنون در خارج بسر می برد.

در این خصوص ، اکبر اعلمی از نمایندگان مجلس سال گذشته در یکی از نشست های مجلس شورای اسلامی در ماه ژوئن طی سخنانی چنین گفته بود : « وزارت کشور در مورد مجروحین و کشته شدگان وقایع آذربایجان اطلاعات کافی ارائه نکرده و این در حالیست که براساس قوانین کشور مردم ایران از آزادی بیان محروم نیستند ».

طبق کنوانسیون¬های بین المللی، دولتها و نیروهای شورشی تحت هر شرایطی حق شلیک و کشتار غیر نظامیان را ندارند، ماده ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی مقرر می دارد « تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است». و نیز طبق ماده 20 کنوانسیون بین¬المللی حقوق بشر برگزاری تجمعات حق هر انسانی است.

از جان باخته گان خرداد ۸۵ آذربایجان می توان در نقده ( سولدوز) به، توحيد آذريون٬ همت اسمزاده٬ حسین فتحي پور و عسگر قاسمی در تبریز بهزاد صبوحی نژاد، رضا میرآقاپوردرویش در ارومیه فرزاد اسد پور ،ایواز سیاحی و در مشگین شهر به جلیل عابدی اشاره کرد.

حکومت جمهوری اسلامی ایران برای کنترل اوضاع سیاسی آذربایجان در ادامه روشهای خشونت آمیز گذشته به اقدامات شدیدتر و وحشتناک تری روی آورده است. در خرداد سال جاری ما شاهد دو خبر تلخ، یعنی کشته شدن دو فعال آذربایجانی در تبریز بودبم یکی آقای« قادر صدیقی» بود که توسط خودروی نیروهای امنیتی در تصادفی عمدی جان داد و دیگری مرگ فعال ملی آذربایجان فرهاد محسنی نگارستان در زیر شکنجه عوامل اطلاعاتی در.بازداشتگاه وزارت اطلاعات بود. مرگ فرهاد محسنی نگارستان فعال با سابقه آذربایجانی که قبلا هم سابقه بازداشت و مصدومیت به خاطر شرکت در تظاهرات داشته، در یکی از بازداشتگاههای مخفی وزارت اطلاعات و به دنبال شکنجه مامورین امنیتی اتفاق افتاده است. به گفته یکی از اعضای خانواده او٬ فرهاد به احتمال بسیار زیاد بر اثر شوک الکتریکی که به خاطر گرفتن اعتراف به او وارد کرده اند٬ جان خود را از دست داده است.

متاسفانه بایکوت شدید خبری منطقه و حساس نبودن ارگانهای اطلاع رسانی و حقوق بشر فعال در ایران سبب ادامه این روند از سوی حکومت گردیده و هنوز تعداد و اسامی تمامی جان باختگان آذربایجان بطور قطعی مشخص نشده است.

۷- به نظر شما الان چه بايد كرد؟

امروز، فعالان دانشجویی-سیاسی، فرهنگی، حقوق بشری آذربایجانی به خاطر مطالبه ی حقوق مدنی ملت خویش به زندان می روند، از تحصیل محروم می شوند و یا از کار بیکار می گردند. در چنین شرایطی توجه ویژه به مسئله ی حقوق بشر به وظیفه ای جدی برای تمامی روزنامه نگاران، فعالین سیاسی و مدنی خصوصا" آذربایجانیان خارج از کشور تبدیل می شود.که بنحو ممکن و همگام با آذربایجانی داخل کشور با اعتراضات گسترده خود و دادن گزارشات و خبر رسانیها در برانگیختن اعتراضات بین المللی تلاش کنند. رسانه ای و بین المللی کردن مسئله اقوام وملل غیر فارس می تواند تا حدی از فشار و شرکوب حکومت علیه اقوام و ملل غیر فارس جلوگیری نماید.

۸- آينده را چطور ارزيابي مي كنيد؟

بی توجهی روشنفکران فارس به مسایل ملی به طور عام، و مسایل آذربایجان به طور خاص، یکی از نگرانی‌های عمده‌ی آذربایجانی‌ها در ایران است. بسیاری از روشنفکران فارس با حرارت از حقوق بشر و دموکراسی در ایران سخن می‌گویند، اما هنگامیکه مساله‌ی حقوق ملی اقوام و ملل غیر فارس در ایران مطرح می‌شود، به این امید که با مسکوت گذاشتن آن، مساله خود به‌خود از میان خواهد رفت، سکوت اختیار می‌کنند. ( حتی ا فر ادی مانند شیرین عبادی" برنده جایزه نوبل" یا اکبر گنجی در مورد مسائل آذربایجان و بویژه فعالین بازداشت شده آذربایجانی تاکنون حتی یک موضع گیری نکرده اند و حتی در مجامع جهانی اخبار مرتبط با ملت آذربایجان را بایکوت نمود اتد ) ساده لوحانه خواهد بود اگر تصور کنیم اوضاع ژئوپولیتیک منطقه بر مسایل مربوط به آذربایجانی‌ها و دیگر اقلیت‌های ملی در ایران تاثیر نگذاشته است. آینده‌ی ایران بستگی تام به عملکرد روشنفکران فارس در راستای احقاق حقوق اقلیت‌های ملی دارد. گرچه روشنفکران فارس به تدریج به واقعیت‌های کنونی جامعه‌ی ایران تن درداده‌اند، بسیاری از آنها هنگامی که سخن از آینده‌ی ایران می‌رود حقوق اقلیت‌های ملی را موضوعی در درجه دوم اهمیت و گهگاه «تابو» تلقی می‌کنند. بسیاری از روشنفکران فارس، وجود آذربایجانی‌ها را در ایران با حفظ حقوق متمایز زبان و فرهنگ پذیرفته‌اند، اما برای ترویج زبان و فرهنگ آذربایجانی کاری انجام نمی‌دهند. بی‌توجهی آنها به این مساله‌ی حیاتی بیش از پیش آذربایجانی‌های ایران را منزوی خواهد ساخت.

با توجه به روند جهانی شدن و رشد روز افزون رسانه های جمعی باعث شده تا مسئله احقاق حقوق اقوام وملل عیر فارس برجسته تر گردد در این بین خبر گزاریهای مستقل می توانند نقش بارز و بر جسته ای ایفا نمایند متاسفانه در بیشتر مواقع مشاهده می گردد که اخبار مرتبط با مسئله آذرابجان بویژه دستگیری فعالین هویت طلب این منطفه با بایکوت رسانه ای عمدتا فارس کرا و تحت تفکرات شونیستی واقع می شود این امر باعث بی اعتمادی ملت آذربایجان نسبت به رسانه های فارس زبان شده است و همچنین از طرفی ملت آذربایجان امروزه اعتقادی به روشنفکران فارس گرا و پایتخت نشین ندارند.رسانه های جمعی باید اخبار مرتبط با مسئله حقوق بشر را در سرتاسر ایران و بدون توحه به نژاد ؛ مذهب و زبان مورد پوشش قرار دهند.بی‌شک تحقق حقوق تمامی ملیتها، موجبات تقویت انسجام در جامعه را فراهم کرده و عدم آن نیز باعث تعمیق شکاف‌ها وتشدید اختلافات داخلی خواهد شد.

۹- پيامتان به هموطنان آذري مان چيست؟

شناخت لازم از حقوشان داشته باشند،تا حقوقشان را بدانند و از آن‌ها دفاع کنند. نسبت به هرگونه نقض حقوق بشر بی توجه نباشند ، در شرایطی که فضای کاملا امنیتی و سرکوب بر شهرها و دانشگاهها حاکم است، طیبعتا ما به تنهایی، توان لازم و کافی در پوشش گسترده و همه جانبه اخبار بازداشتها و نقض حقوق بشر را نخواهیم داشت. به همین دلیل موارد نقض این حقوق رابه ما و به دیگر فعالان حقوق بشر و رسانه های آزاد گزارش دهند.

۱۰- برايمان مختصري از فعاليت‌های انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) بگوييد :

انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران ( آداپ) بعد از اعتراضات خرداد ۸۵ آذربایجان در ونکور کانادا با هدف رساندن وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجانی به مجامع جهانی و رسانه ها تشکیل شده است و خانم فاخته زمانی مسئول آن هستند.در نتیجه ارتباط مستقیم انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آداپ)در این دو سال بیش از صد بیانیه در خصوص نقض حقوق فعالین آذربایجانی از طرف مجامع جهانی و حقوق بشری چون سازمان ملل، عفو بین الملل، فرانت لاین، وزارت امور خارجه آمریکا و دیگر مراکز بین المللی و حقوق بشری صادر شده است.با بسياری از این سازمانهای بین المللی تماس نزدیکی داریم و در بسياری از امور با آنها مشاوره و به سؤالاتشان پاسخ می‌دهيم. سازمان عفو بين الملل، نظر خود را بارها در مورد انجمن ما بطور کتبی اظهار نموده است. اين امر بخاطر همکاری نزدیکی است كه با آنها داریم. سایتساوالان سسی نیز در راستاي انعکاس اخبار زندانیان سیاسی و پوشش خبری موارد نقض حقوق بشر در آذربایجان بعد از اعتراضات خرداد ۸۵ آذربایجان ايجاد شده است و به هيچ گروه سياسي كلا و جزئا تعلق ندارد.نگاه ما به همه جريانها و انديشه ها يکسان است و بعنوان يک سایت حقوق بشري از همه افرادي که آزادي شان سلب ميشود و به خاطر انديشه و فکر يا روش و سبک زندگي خود محبوس ميشوند دفاع مي کنيم.

آدرس:
http://www.savalansesi.com/
آدرس: http://www.adapp.info/

آقاي قاراباغلي با تشكر ازشما و وقتي كه براي ما اختصاص داديد .

آژانس ايران خبر

نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 17:26 | لینک ثابت |

افزایش احضار و برخورد با فعالان مدنی، روزنامه نگاران و دانشجویان در آذربایجان

خبرنامه امیرکبیر: بنا به گزارشات رسیده از آذربایجان، در چند روز گذشته زندانی شدن، صدور احکام حبس، احضار، و برخورد با فعالین مدنی، روزنامه نگاران و دانشجویان آذربایجانی شدت گرفته است.

در اردبیل، علی عباسی، از دیگر فعالین سیاسی آذربایجانی می باشد که طی روزهای گذشته ، دستگیر و جهت گذراندان دوران محکومیت خود به زندان این شهر منتقل شده است. عباسی که هم اکنون در بند ۷ زندان مرکزی اردبیل بسر می برد، ۱۵ بهمن ۸۶ در شعبه اول دادگاه انقلاب اردبیل با اتهاماتی مانند “اقدام علیه امنیت ملی” بریاست قاضی حسن زاده محاکمه و به ۱۱ سال زندان محکوم شده بود. که در دادگاه تجدیدنظر محکومیت وی به ۵ سال حبس تعزیری تقلیل یافت. به گفته برادر نامبرده او روز ۲۲ مهر ماه ۸۶ بازداشت و مدت ۳۸ روز را بدون تماس با وکیل و خانواده در اداره اطلاعات اردبیل تحت شدید ترین شکنجه ها قرار داشته است بطوریکه ماموران اطلاعاتی با اعمال شکنجه های چند روزه او را تحت فشارهای روحی و جسمی قرار داده و اقدام به گرفتن اعترافات دروغ کرده بودند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، همزمان با افزایش فشارها بر روزنامه نگاران و فعالین مدنی و سیاسی آذربایجان، فشارها بر دانشجویان آذربایجان نیر افزایش یافته است. عسگر اکبرزاده و حسین حسینی از فعالین دانشجویی آذربایجانی هستند که روز ۱۸ تیرماه با قرار وثیقه های سنگین به ترتیب ۳۰ و ۱۰ میلیون تومانی از زندان اردبیل آزاد شدند. عسگر اکبرزاده از تاریخ ۲۰ خرداد و حسین حسینی از تاریخ ۱ تیر توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات اردبیل انتقال داده شده بودند. به گفته خانواده این فعالین « آنها تقریبا تمام مدت حبس را در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تحت فشارهای جسمی و روحی قرار داشته اند و در این مدت اجازه تماس با وکیل و خانواده به آنها داده نشد.»

از طرفی کمیته انضباطی دانشگاه تبریز پس از پایان یافتن امتحانات پایان ترم، احکام انضباطی ۳۷ نفر از دانشجویان این دانشگاه را صادر کرده است. این دانشجویان هفته گذشته به کمیته انضباطی احضار شده بودند. با وجود صدور احکام انضباطی برای این دانشجویان، معاونت دانشجویی دانشگاه تبریز و رئیس کمیته انضباطی دکتر اعلمی، از صادر شدن احکام اظهار بی اطلاعی می کنند.

نادر مهد قره باغ دانشجوی مهندسی برق دانشگاه تبریز، به یک ترم محرومیت از تحصیل و دیگر دانشجویان به محرومیت از تسهیلات رفاهی و خوابگاه و نیز توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شده اند. قره باغ از دانشجویان ستاره دار می باشد که با نظر حراست دانشگاه، برای آزمون کارشناسی ارشد با مشکلاتی مواجه شده است. در حکم کمیته انضباطی وی “توهین به شعائر اسلامی و ملی و اقدام علیه نظام جمهوری اسلامی” و “ایجاد وقفه در نظم خوابگاه” به عنوان اتهام قید شده اند، اما به نظر می رسد اقدامات و اعتراضات اخیر وی در راستای دفاع از حق مسلم خود برای ادامه تحصیل دلیل اصلی حکم کمیته انضباطی برای وی می باشد. نادر مهد قره باغ پیش از این در اعتراضات ۱ خرداد سال ۸۶ در تبریز دستگیر شده و به مدت ۱۷ روز تحت بازجویی بود که بعدها حکم تبرئه وی صادر شد. حکم تعلیق وی در حالی برای ترم جاری (ترم دوم ۸۷-۸۶) صادر شده است که او در این ترم با اتمام واحدهای درسی، فارغ التحصیل می شد. همچنین کمیته انضباطی بر خلاف نص صریح آیین نامه انضباطی که در آن قید شده است: “در صورتی که دانشجو پس از شروع امتحانات به کمیته فراخوانده شود، هر گونه حکمی در مورد وی در ترم بعد موضوعیت دارد “، نادر مهد قره باغ را به محرومیت از ترم جاری محکوم کرده است.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، با ستاره دار شدن قادر کیانی دانشجوی ممتاز کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه تهران تعداد دانشجویان فعال آذربایجانی که از ادامه تحصیل در کارشناسی ارشد منع شده اند به پنج تن رسید. پیش از این چهار دانشجوی دانشگاه تبریز بنامهای امین امامی، نادر مهد قره باغ، ناهید بابازاده و صمد پاشائی بعنوان دانشجویان ستاره دار و بجرم فعالیت های هویت طلبانه از ادامه تحصیل منع شده بودند.

در همین خصوص انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز در بیانیه ای ضمن محکوم نمودن اقدامات چند سال گذشته وزارت علوم در ستاره دار نمودن دانشجویان، بویژه دانشجویان دانشگاه تبریز نگرانی شدید خود را از ادامه این روند ابراز داشته و در ادامه تاسف شدید خود را از احضار ۳۷ نفر از فعالین دانشجویی دانشگاه تبریز به کمیته انضباطی بیان کرده و صدور احکام از پیش تعیین شده برای این دانشجویان را عملی غیرقانونی به شمار می آورد.

بنابر خبری دیگر نشریه دانشجویی سایان که در زمینه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی در دانشگاه پیام نور اردبیل منتشر می شد از سوی کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه توقیف گردیده است. پس از فارغ التحصیلی امید شکری، مدیر مسئول ابن نشریه و معرفی عسگر اکبر زداه بعنوان مدیر مسئول جدید در شهریور سال قبل، کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی داشنگاه پیام نور اردبیل با مسکوت گذاشتن ۱۰ ماهه این نامه، مانع ادامه انتشار این نشریه گردید. این نشریه طی سالهای اخیر موفق به کسب عناوین مختلف در جشنواره های سراسری نشریات دانشجویی شده بود بطوریکه نشریه سایان جزو ۳ نشریه برتر دانشجویی کشور بوده است.

در اقدامی دیگر مامورین اطلاعات با حضور در چاپخانه از انتشار نشریه دانشجوئی “آیدین گله جک”در دانشگاه آزاد بناب خودداری نموده و تمامی نسخه های آن را توقیف و با خود برده اند.

مجمع دانشگاهیان آذربایجان نیز طی نامه ای سرگشاده ای به کمسیون اصل ۹۰ از اخراج آقای حسین اقبای کویچ، دبیر ریاضی آموزش و پرورش منطقه خاروانا واقع در شهرستان ورزقان آذربایجان شرقی و عضو هیئت مؤسس «مجمع دانشگاهیان آذربایجانی»، خبر داده و نسبت به این اقدام اعتراض کردند.

همچنین فعالین حقوق بشر از تبریز خبر می دهند، “غلام نجفی” از فعالین هویت طلب آذربایجانی، روز شنبه ۱۵ تیر، حوالی ظهر، در محل کار خود واقع در بازار تبریز توسط ماموران امنیتی بدون ارائه حکم جلب دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با وکیل و خانواده اش را نداشته است. نیروهای امنیتی هنگام بازداشت ضمن تفتیش مغازه و منزل، کتابها، نشریات و دفترچه ی یادداشتهای شخصی او را نیز با خود برده اند. خانواده نجفی، که نتوانسته اند هیچ گونه اطلاعاتی از وضعیت سلامت و محل نگهداری غلام نجفی به دست آورند، نگران آن هستند که او در بازداشتگاه اطلاعات «تحت شکنجه و بد رفتاری» باشد.

در این میان فعالان حقوق بشر از محکومیت زندان دو تن از فعالان مدنی و هویت طلب آذربایجانی اهل ماکو گزارش می دهند. بر اساس همین گزارش شعبه اول دادگاه انقلاب خوی، به قضاوت قاضی نوروزی، به استناد ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی علی حسین نژاد اصل، را به اتهام فعالیت های تبلیغی بر علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران٬ به یک سال حبس تعزیری محکوم کرده است.

در خبری دیگر، بر اساس رای صادره دیگری از جانب دادگاه انقلاب شهر خوی، محمد نصیری، از دیگر فعالین سیاسی شهر ماکو به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

از طرفی شهناز غلامی، روزنامه نگار و از فعالان مسائل زنان در آذربایجان طی ابلاغیه ای به شعبه اول دادگاه انقلاب شهر تبریز احضار شده است. اتهام وی، در برگ احضاریه، «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است.شهناز غلامی باید در تاریخ ۱۳/۶/۸۷ در دادگاه حاضر شود. وکالت وی را محمدعلی دادخواه، از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر، بر عهده دارد.

نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 16:0 | لینک ثابت |

ادامه بازداشتها و وضعیت نامناسب زندانیان سیاسی آذربایجان

واحید قاراباغلی
vahidqarabagli@gmail.com

تعدادی از دستگیر شدگان تبریزی که در آستانه دومین سالگرد اعتراضات خرداد ۱۳۸۵ آذربایجان و یا در خود تظاهرات بازداشت شده بودند همچنان در زندان به سر می برند. اکبر حسن زاده، جمشید زارعی، امیر بنائی سابق، حسن اسدی از جمله این افراد هستند. تعدادی از این افراد از جمله حسن اسدی از زمان بازداشت خود تماسی با خانواده نداشته اند.


حسن اسدی، ۲۸ اردیبهشت ۸۷ چند روز قبل از ۱ خرداد - سالگرد تظاهرات - بازداشت و خانواده اش تهدید شده اند که نبایستی موضوع وی را عمومی کنند. اسدی بهمن ماه ۸۶ نیز دستگیر و بیش از چهار ماه در بازداشتگاههای وزارت اطلاعات اردبیل و تبریز بسر برده و در این مدت تحت شکنجه قرار گرفته است.

از طرفی تعدادی از زندانیان سیاسی آزاد شده در تبریز از جمله؛ مهدی نجاری شربیانی، محمد قراملکی، حامد رضایی، علی صدیقی، کمال اشرفی و احد رضوی پس از آزادی ادعا کرده اند که مورد شکنجه و اذیت آزار قرار گرفته اند.

و در اردبیل، با گذشت نزدیک به بیست روز ازبازداشت عسگر اکبرزاده ، فعال دانشجویی و حقوق بشر، ماموران وزارت اطلاعات همچنان بر تداوم بازداشت او اصرار دارند. وی که شنیه یکم تیر تنها یک تماس کوتاه تلفنی با خانواده اش را داشته و به سختی قادر به سخن بودن بود، گفت: " در اعتصاب غذا به سر می برم ." به گفته خانواده اکبرزاده، او گفته است که زیر شکنجه قرار دارد و در وضعیت نامناسبی بسر می برد.

عسگر اکبرزاده روز دوشنبه ۲۰ خرداد ۸۷ پس از خروج از دانشگاه پیام نور اردبیل توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و از آن موقع در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به سر می برد.

بستگان عسگر اکبرزاده، از اینکه نتوانسته اند تاکنون او را ملاقات کنند بسیار نگران هستند. آنها می گویند "سلامتی عسگر هم اکنون در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در خطر است زیرا او تحت شکنجه و در اعتصاب غذا قرار دارد و هنوز هیچ گونه تفهیم اتهامی صورت نگرفته و مراجعه ما به دادگاه انقلاب اردبیل برای آگاهی از اتهام او بی نتیجه بوده است و هیچ مرجع قضایی و امنیتی پاسخگویی ما نیست."

مقامات امنیتی همچنین خانواده این فعال آذربایجانی را بعد از مصاحبه با رادیو های خارجی ( رادیو آزادلیق - بخش آذربایجانی صدای آمریکا) و بخاطر دادن اطلاعات به فعالین حقوق بشر تحت فشار قرار داده اند.

از طرفی خبرهای رسیده از ادامه بازداشتها در آذربایجان حکایت دارند.بر اساس تازه ترین خبرها حسین حسینی دبیر سابق انجمن اسلامی آموزشکده رازی شهر اردبیل عصر روز شنبه اول تیر ماه در شهر نقده (سولدوز) دستگیر شده و تا کنون اجازه برقراری هیچ گونه تماسی با وکیل و خانواده اش را نداشته است.

به گزارش منابع حقوق بشر آذربایجانی، بازداشت وی به حکم قاضی دادگاه انقلاب اردبیل بوده است.حسینی به تازگی در رشته معماری فارغ التحصیل شده است و تاکنون بارها برای بازجویی به اداره اطلاعات شهر اردبیل فراخوانده شده است.

همچنین در خبری دیگر باز در همین روز ابراهیم جعفرزاده٬ از فعالین سیاسی آذربایجانی در شهر خوی ، بازداشت و جهت گذراندن دوران محکومیت خود، به زندان خوی فرستاده شده است.

این فعال مدنی سال گذشته از سوی دادگاه انقلاب شهرستان خوی به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری، دو سال اقامت اجباری در برازجان سه سال محرومیت از فعالیتهای اجتماعی - سیاسی و محرومیت از نمایندگی مجلس و نمایندگی شورا به مدت یک دوره محکوم شده بود.

سیدمحمدرضا فقیهی، وکیل مدافع جعفرزاده می گوید: او ۲ اسفند ۱۳۸۵(۲۱ فوریه ۲۰۰۶)٬در روز جهانی زبان مادری در یکی از خیابان‌های خوی به تصور این که در تجمعی شرکت کرده، بازداشت و با این حکم سنگین روبرو گشت.

وضعیت دیگر زندانیان آذربایجانی نیز اصلا مطلوب نیست. از جمله عباس لسانی که در کل به سی ماه حبس محکوم و به شهر یزد تبعید شده است. علیرغم اینکه بیش از ۲۵ماه است که در زندان به سر می برد هنوز حتی یک روز هم به مرخصی نرفته است.

در طی ماه های گذشته به دلیل حجم برخوردهای صورت گرفته با فعالان سیاسی، حقوق بشری و فرهنگی و روزنامه نگاران در استانهای آذربایجان، نهادهای حقوق بشر با نگرانی بیشتری روند نقض حقوق بشر در این منطقه را پی گرفته اند. سازمان عفو بین الملل از جمله این نهاد هاست که از جمهوری اسلامی خواسته است روند سرکوب فعالان ناراضی را متوقف نماید. این نهادها، وزارت اطلاعات و قوه قضائیه را متهم می کنند که روند دادرسی عادلانه را در برخورد با متهمان نادیده می گیرند.

نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در شنبه هشتم تیر 1387 ساعت 13:15 | لینک ثابت |

گسترش احکام زندان در آذربایجان

واحید قاراباغلی
vahidqarabagli@gmail.com 
 
اگر چه در طول سه سال اخیر، از زمان روی کار آمدن دولت احمدی نژاد خفقان فضای سیاسی کشور چند برابر گردیده است اما در این میان اتمسفر حاکم بر آذربایجان بویژه پس از حوادث خرداد ماه سال 1385 بسان پادگان نظامی می ماند که امکان هر گونه فعالیت مدنی را سلب نموده و هر حرکتی  را با زندان، شکنجه، تبعید، جریمه و ...روبرو ساخته است. در همین راستا
چند تن از فعالان سياسي و فرهنگي در آذربايجان در چند روز گذشته به زندان محکوم شدند.  

طبق گزارش هاي رسيده از آذربايجان، براي ۱۲ نفر احکام قضايي در دادگاه بدوي صادر شده که پس از تاييد در دادگاه تجديدنظر زنداني خواهند شد. البته محکوميت چند نفر تعليقي است.

سعيد متين پور، صالح کامراني، عبدالله عباسي جوان، محمدعلي حيدري، ‏جليل غني لو، عليرضا متين پور، يعقوب سالکي نيا، مير قاسم سيدين زاده، بهروز صفري و ليلا حيدري از ‏جمله فعالان سياسي و هويت طلب آذربایجانی هستند که در شعبه 115 دادگاه انقلاب تهران محاکمه و براي شان ‏حکم صادر شده است.

سعید متین‌پور، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر به اتهام ارتباط با بیگانگان به هفت سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به یك‌سال و در مجموع به هشت سال حبس تعزیری محكوم شده است.

متین پور پیشتر به اتهام شرکت در تجمع روز جهانی زبان مادری (۲۱ فوریه ۲۰۰۶) بازداشت شده بود.  
 
این روزنامه نگار در تاریخ ٥ خرداد ماه ١٣٨٦ در زنجان دستگیر شد، به مدت دوماه در زندان اطلاعات این شهر تحت فشار و بازجویی قرار داشت و سپس به بند ٢٠۹ زندان اوین انتقال یافت، دو ماه بعد این روزنامه نگار به زندان شهر زنجان بازگرداننده شد و از تاریخ ١٣ آذر مجدا به زندان اوین منتقل شده بود. در تاریخ ٨ اسفند ماه با سپردن وثیقه ٥٠٠ میلیون تومانی از زندان آزاد شد. سعيد متين پور 21 ارديبهشت ماه سال جاري در يک دادگاه غير علني محاکمه شد.

بر اساس گزارشات رسیده صلواتی قاضی شعبه۱۱۵، دادگاه انقلاب تهران سعید متین پور،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، را به اتهام ارتباط با بیگانگان به 7 سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به یکسال و مجموعا به 8 سال حبس تعزیری محکوم کرد.

بر اساس حکم صادره ،صالح کامرانی فعال حقوق بشر و وکیل مدافع زندانیان سیاسی آذربایجان نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس تعزیری محکوم شده است.

دادگاه دو استاد دانشگاه و فعال سیاسی آذربایجان، عبدالله عباسی جوان و دکتر محمد علي حیدری و همچنین جلیل غنی لو،علیرضا متین پور ، یعقوب سالکی نیا، میر قاسم سیدین زاده،بهروز صفری و لیلا حیدری از فعالین سیاسی و فرهنگی را به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس محکوم گرداند که این حکم به مدت 5 سال به حالت تعلیق خواهد بود.

گفتني است که اين افراد سال گذشته توسط نيروهاي امنيتي دستگير و همگي آنها روانه بند 209 زندان اوين ‏شدند و مدت زيادي را تحت فشار و آزار و اذيت بسر بردند. محاکمه و صدور حکم بعد از گذشت يک سال از ‏بازداشت آنها در حالي است که هنوز از سرنوشت و وضعيت ده ها تن ديگر از فعالان آذري، به ويژه در ‏تبريز خبري در دست نيست.

همچنين  از ارومیه خبر می رسد رضا داعستانی روزنامه نگار و مدير مسئول نشريه دانشجویی "چنلی بئل" و عضو کانون نشریات دانشجویی آذربایجان با اتهام اقدام عليه امنيت ملي و همکاري با گروههاي پان ترکيست و تجزیه طلب به هشت ماه حبس تعزیری محکوم شده است.قاضی اين حکم را به دليل عدم داشتن سابقه كيفري متهم بمدت ۳سال تعليق کرده است. داغستانی در دوم اسفند سال گذشته همزمان با روز جهانی زبان مادری در اورمیه بازداشت شده بود. وي مدت ۲۷ روز در زندان و بازداشتگاه اطلاعات ارومیه در بازداشت به سر برد و سپس با قرار وثيقه سنگین ۴۰ ميليون تومانی به صورت موقت آزاد شد.

رضا داغستانی، دانشجوی ترم آخر رشته روانشناسی دانشگاه پیام نور نقده، همچنین مدرس زبان ترکی در این دانشگاه می باشد.

سازمان عفو بین الملل در تاریخ ششم ماه مارس 2008 و وزارت امور خارجه آمریکا نیز در ۱۴ مارس ۲۰۰۸ در بیانیه های جداگانه ای ضمن اعتراض به نقض صریح حقوق شهروندی این فعال آذربایجانی نسبت به سلامتی او در زندان ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی بی قید و شرط او شده بودند.

و در تبريز، محمد رضا عوض پور دانش آموز هویت طلب آذربایجانی، که چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ماه امسال به صورت غير علني و بدون برخورداری از وکیل در شعبه ۱۱۸ دادگاه جزائی تبریز با اتهام توهین به رهبری،محاكمه شده بود به تحمل شش ماه حبس تعزيري محكوم شده است. قاضي نیاکار به استناد ماده 514  از قانون مجازات اسلامي اين حكم را صادر كرده است.

بر اساس رای نیاکار رئیس شعبه 118، عوض پور پس از ۲۰ روز از ابلاغ این حکم می تواند به حکم صادره،که در ۲۵خرداد ۸۷ابلاغ شده است،اعتراض نموده و تقاضای رسیدگی مجدد به این حکم در دادگاههای تجدید نظر را بنماید.

عوض پور قبلا" نیز طی دو حکم جداگانه با اتهامهایی چون عضویت در جمعیت ها و دسته هایی که هدفشان برهم زدن امنیت کشور می باشد٬ تجزیه طلبی، قومیت گرایی و پان تورکیسم محاکمه و جمعا" به ۹ ماه زندان محکوم شده بود و با حکم جدید زندان او  ۱۵ ماه می شود.

محمدرضا عوض پور روز سه شنبه ۲۹ خرداد سال گذشته توسط بسیج محله شان دستگیر و پس از حدود ۴۰ روز بازداشت به قید وثیقه از زندان تبریز آزاد شد. محمدرضا قبلاً نیز در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۸۵ به همراه دو برادر دیگر خود مصطفی و مرتضی توسط مأموران اداره اطلاعات تبریز و همچنین قبل از آغاز اعتراضات اول مهر ۱۳۸۵ (اعتراض به عدم تدریس زبان مادری) بازداشت شده است.

همچنین نهادهای حقوق بشر از شکنجه وی در دوران بازداشت و عدم امکان داشتن وکیل برای وی گزارش داده اند.

سازمان عفو بین الملل در بیانیه ای که روز ۵ می ۲۰۰۶ در رابطه با مصطفی عوض پور فعال سیاسی تبریزی و برادر بزرگتر محمدرضا صادر کرده بود، نوشتن شعار "من ترک هستم و زبان من ترکی است" بر روی دیوار از طرف محمدرضا را به عنوان علت بازداشت او ذکر نموده است. در همین گزارش آمده است:"به گفته محمدرضا طی این مدت وی شکنجه شده و حتی به مدت ۲۴ ساعت وی را از پا آویزان کرده و بازجویی می کردند و به وی در این مدت آب و غذایی داده نشده و حتی اجازه دستشویی رفتن نیز به وی داده نشده است."

نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 1:0 | لینک ثابت |

بی اطلاعی از وضعيت یک دانشجوی بازداشتی در اردبيل

رادیو فردا
. مریم منظوری -
بشنوید- سه‌شنبه ۲٨ خرداد ۱٣٨۷ - ۱۷ ژوئن ۲۰۰٨

انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان، « آداپ »، می گوید که «از سرنوشت و محل نگهداری عسگر اکبرزاده از فعالين دانشجويی اطلاعی در دست نيست.»

این انجمن گفته است که آقای اکبر زاده روز ۲۰ خرداد ۸۷ توسط نيروهای امنيتی در اردبيل بازداشت شده است.


سازمان عفو بين الملل در نوامبر سال ۲۰۰۶ و فوريه ۲۰۰۷ بيانيه های جداگانه ای را در باره عسگر اکبرزاده صادر کرده و نسبت به سلامتی او در زندان ابراز نگرانی کرد.

این سازمان اعلام کرد که وی به اتهام « تبلیغ علیه نظام» دستگیر شده است.

خانواده اکبر زاده، که نتوانسته اند هيچ گونه اطلاعاتی از وضعيت سلامت و محل نگهداری عسگر اکبر زاده به دست آورند، نگران آن هستند که او در زندان «تحت شکنجه و بد رفتاری» باشد.

واحيد قاراباغلی، عضو انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان که در ترکيه به سر می برد در گفت و گو با راديو فردا می گويد: «عسگر اکبرزاده روز دوشنبه ۲۰ خرداد پس از خروج از دانشگاه پيام نور اردبيل توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده و هم اکنون در مکان نامعلومی به سر می برد.»

وی می افزاید: « تمامی تلاش های خانواده اين دانشجو برای آگاهی از محل و وضعيت نگهداری او با شکست مواجه شده است. عسگر اکبر زاده تنها هنگام بازداشت با خانواده اش تماس گرفت و به مادر خود گفت که به بازداشت ماموران اطلاعات در آمده است. »

به گفته انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان، «مقام های امنيتی، خانواده اين فعال هويت طلب را تهديد کرده اند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد.»

بر اساس همين گزارش، «منزل مسکونی اين خانواده و کليه رفت و آمدها تحت کنترل است.»

واحيد قاراباغلی می گويد که عسگر اکبرزاده هنوز تفهيم اتهام نشده و اتهام او نامشخص است.

وی می افزاید:« هنوز هيچ گونه تفهيم اتهامی صورت نگرفته و مراجعه خانواده او به دادگاه انقلاب اردبيل برای آگاهی از اتهام ايشان بی نتيجه بوده است. اما من احتمال می دهم اين دستگيری هم در راستای فشاری است که طی ماه های گذشته بر فعالان هويت طلب در آذربايجان صورت گرفته است.»

آقای قاراباغلی گفت: «در يک ماه گذشته در اردبيل چند فعال دانشجويی هويت طلب بازداشت و به مدت ۲۰ روز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در زندان اردبيل مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفتند و از جمله از شوک الکتريکی در شکنجه عليه آنان استفاده شد.»

عسگر اکبر زاده پيش از اين نيز چند بار دستگير و زندانی شده و در دادگاهی «غيرعلنی» پس از محاکمه به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پرداخت جريمه نقدی متهم شد.

واحيد قاراباغلی می گوید: «عسگر اکبر زاده جزو افرادی بود که در اول مهر ۱۳۸۵ برگه ها و اطلاعيه هايی را در اردبيل منتشر کردند و خواستار تدريس زبان ترکی در مدارس شدند و اين امر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران نيز ذکر شده است. همچنين اين فعال دانشجويی در خرداد ۸۵ نيز هنگام پخش فراخوان برای تظاهرات متعاقب سلسله اعتراض های آذربايجان دستگير و زندانی شد و در دادگاهی غير علنی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی به پرداخت ۶۰۰ هزارتومان جريمه نقدی محکوم شد.»

فشار حکومت و نهادهای امنیتی ايران بر فعالان سياسی در ميان اقوام و اقليت ها به خاطر آنچه که «فعاليت های جدايی خواهانه» خوانده می شود، صورت می گيرد.

آقای قاراباغلی مي گويد که عسگر اکبرزاده در هيچ سازمان جدايی طلبانه در آذربايجان عضو نيست.

وی معتقد است:«در آذربايجان گروه هايی فعاليت می کنند که خواستار جدايی از ايران هستند اما اکثر فعالانی که در مراسم و فعاليت های مختلف شرکت می کنند شعارهايشان در راستای برآوردن نيازهای ابتدایی شان است از جمله تدريس زبان مادری در مدارس، راه اندازی تلويزيون به زبان مادری که در قانون اساسی هم ذکر شده و پايان دادن به تبعيض های اقتصادی که در مقايسه با مرکز، بر مناطق غير فارس نشين در ايران اعمال مي شود به خصوص آذربايجان ، کردستان و سيستان و بلوچستان.»

عضو انجمن دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان می گوید: «مطالبات اصلی اين فعالان پايان دادن به اين تبعيض ها است و اتهام تجزيه طلبی يا پان ترکيستی به حربه ای از سوی حاکميت برای سرکوب فعاليت های هويت طلبانه تبديل شده است.»

http://www.radiofarda.com/Article/2008/06/17/f3_student_jailed_Azarbaijan.html

نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت 1:10 | لینک ثابت |

«برای حفظ سلامت و تامین امنیت جانی زندانیان سیاسی آذربایجان به حمایت بین المللی احتیاج داریم»

واحید قاراباغلی
vahidqarabagli@gmail.com

مرگ فعال هویت طلب آذربایجانی که در بازداشت نیروهای امنیتی ایران به سر می برد، موجی از نگرانی را در بین خانواده های فعالان بازداشتی و نهادهای حقوق بشری آذربایجانی سبب شده است.

فرهاد محسنی نگارستان، فعال سیاسی آذربایجانی که در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تبریز درگذشت و مقامات امنيتی جنازه او را، روز چهارشنبه ۲۲ خرداد ۸۷ به پزشکی قانونی تحویل داده اند، در سالهای گذشته نیز سابقه دستگیری داشته است. او در اعتراضات ۱۳۸۵ توسط گلوله مامورین زخمی شده و در این سال چندین ماه نیز در زندان به سر برده است.

منابع مطلع از تبریز می گویند آقای محسنی را روز اول خرداد در خیابان تبریز تعقیب و در پارک ائل گؤلو بازداشت کردند. خبرمرگ را وقتی به خانواده اش دادند، که آنها بیش از ۲۰ روز بی خبر از او بودند.

پیشتر بستگان فرهاد محسنی، اعلام داشته بودند که تمامی تلاشهای آنها برای پیدا کردن محل نگهداری و وضعیت او بی نتیجه بوده است. مقامات امنيتی همچنين خانواده این فعال آذربایجانی را تهديد کرده بودند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع، با آنان برخورد خواهند کرد.

از طرفی جسد فرهاد محسنی نگارستان، ۲۵ ساله، بدون کالبد شکافی و بررسی چگونگی مرگ او روز پنجشنبه ۲۳ خرداد دفن شد.

در حالیکه مقامات قضایی و امنیتی ایران هنوز هیچ توضیح روشن در خصوص مرگ این فعال آذربایجانی ارائه نداده اند. اداره اطلاعات تبریز نیز فشارها را در خصوص عدم گفتگو و مصاحبه خانواده محسنی با رسانه ها و مدافعان حقوق بشر افزایش داده است.

در این خصوص فاخته زمانی، مسئول انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران ( آداپ)، می گوید:" اگر چه مسئولان امنیتی با تحت فشار قرار دادن خانواده محسنی می خواهند آنها از لحاظ قضایی مساله را پیگیری نکنند اما مسئوليت جان اين فعال به طور يقين برعهده نيروهای امنيتی است و آنها بايد پاسخگو باشند و ما اين مسئله را تا انتها پيگيری خواهيم کرد".

"برابر اصل 22 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، جان، مال، حيثيت و... شهروندان ‏ايراني در حمايت كامل قانون قرار داشته و مهمترين مصداق از مصاديق حقوق بشر و حقوق طبيعي انسانها، امنيت ‏جاني و حق حيات آنهاست

به گفته این مدافع حقوق بشر حاکمیت فعالین آذربایجانی را که در مناسبت های مختلف و با راه و منش های مدنی و مسالمت آمیز خواستار دستیابی به ابتدائی ترین حقوق خود هستند (تحصیل به زبان مادری) سرکوب نموده و در این راه از هیچ برخوردی دریغ نمی کند. حال اینکه کوشش مسالمت‌آمیز و مدنی برای ابراز تعلقات زبانی و قومی از حقوق اساسی هر شهروندی محسوب می‌شود.

علیرضا جوانبخت، سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آسمک) نیز می گوید:

"حکومت جمهوری اسلامی ایران در دو سال گذشته برای جلوگیری از تکرار اعتراضات ماه مه ۲۰۰۶ در آذربایجان پروژه های بسیار وحشتناکی را در دست اجرا داشته است. خبر مرگ فرهاد محسنی در زیر شکنجه عوامل اطلاعاتی حکومت، به خاک سپردن این فعال ملی آذربایجان بدون کالبد شکافی و تهدید خانواده او در خصوص عدم اطلاع رسانی، علامت تشدید این عملیات وحشتناک حکومتی است."

وی می افزاید: "عوامل امنیتی جمهوری اسلامی ایران از تاریخ ۲۲ مه ۲۰۰۶ تا کنون دهها معترض آذربایجانی را کشته و زخمی کرده اند. عدم وجود حمایت بین المللی کافی٬ موجب ادامه این روند از سوی حکومت شده است. اکنون برای حفظ سلامت و تامین امنیت جانی فعالان و زندانیان سیاسی آذربایجان به حمایت بین المللی احتیاج داریم و از تمامی فعالان حقوق بشر٬ روزنامه نگاران٬ نویسندگان و روشنفکران تقاضا داریم به کمک همکاران و همفکران آذربایجانی خود در زندانهای ایران بشتابند."

از طرفی مرگ این فعال خشم فعالان مدنی آذربایجانی را نیز به دنبال داشته است. این فعالان معتقدند این اقدام بخشی از ‏روند سرکوب حرکت های هویت طلبی توسط دولت است. آنها می گویند فعالان مدنی مناطق آذربایجان، نظیر ‏تبریز و نقده آماج ضربه های سخت تری از این سرکوب ها قرار گرفته اند.

سازمان عفو بین الملل می گوید در ماه جاری، بیش از ۱۰۰ فعال در تبریز دستگیر شده است که عده ای از آنها همچنان در زندان و بازداشتگاههای وزارت اطلاعات به سر می برند.

اسم فرهاد محسنی فرزند رحیم در یک سند دولتی:

http://www.asmek.org/2006/12/95.html

http://s3.tinypic.com/2vs1a55.jpg

خبر ناپدید شدن فرهاد محسنی:

http://www.savalansesi.com/2008/06/blog-post_07.html

http://www.autnews.eu/archives/1387,03,0009787

نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 22:54 | لینک ثابت |

اختلاف بر سر زمین در مغان، و کشته شدن یک روستایی به دست سپاه

واحید قاراباغلی
vahidqarabagli@gmail.com

بر اساس گزارشات رسیده روز دوشنبه ۱۳ خرداد برابر با - ۲ ژوئن ۲۰۰٨ «نورالدين درگاهي»، در پی شلیک مستقیم نیروهای سپاهی در یکی از روستاهای پارس آباد مغان کشته شده است.

حادثه زمانی روی داده است که اهالي روستاي مرزی «قاراداغلي کندي» که در ۲ کیلومتری شمالغربی شهرستان پارساباد مغان زندگی می کنند، بار دیگر نسبت به تخليه اراضي زراعی محدوده روستا،که معتقدند سپاه پاسداران زمینهای زراعی حاصلخیز آنها را ضبط کرده است اعتراض می کنند، در این حال نیروهای سپاهی و انتظامی به سوی مردم معترض آتش گشوده و «نورالدين درگاهي»، نیز در اثر شلیک مستقیم گلوله جان خود را از دست می دهد.

بر اساس همین گزارش ۱۲ روستایی دیگر نیز در این حادثه زخمی. شده و به بیمارستانهای پارساباد مغان و اردبیل انتقال یافته اند که حال ۵ تن از آنها وخیم گزارش شده است.

به دنبال کشته شدن این روستایی، ‏نیروی انتظامی استان اردبیل و شهرستان پارس آباد مغان، حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر را دستگیر کرده است. ‏هیچ یک از این دستگیریها با ارائه برگه و یا تفهیم اتهام ‏صورت نگرفته است.

به گزارش روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر، از مغان هنگام مراجعه بستگان و نزدیکان زخمی شدگان به بیمارستان نیز برخی از دوستان و بستگان مقتول دستگیر شدند.«حاج حمزه درگاهي» پدر نورالدین درگاهی نیز، دستگیر و به مکان ‏نامعلومی برده شده است و به احتمال زیاد هم اکنون نیز در حبس بسر می برد.

در این میان بسیاری از خانواده های بازداشت شدگان هیچ اطلاعی از وضعیت نزدیکان خود ندارند و مشخص نیست که این افراد در کجا نگهداری می شوند. خانواده های بازداشت شدگان بیم دارند زندانیان تحت شکنجه قرار گیرند یا به طور غیرقانونی با آنها رفتار شود.

هم اينک نيروهاي سپاه تمام راههاي ارتباطي به چهار روستاي آيازکندي، قاراداغلي کندي، بويوک خانلي و خليل کندي را مسدود کرده و تحت کنترل خود گرفته اند.

مردم منطقه مغان می گویند «نورالدین» نخستین قربانی رفتار خشونت آمیز و خلاف قانون نیروهای انتظامی و سپاهی نبوده است.

سه سال پیش نیز این اعتراضات در مغان بوقوع پیوست که متعاقب آن چندین تن از اعتراض کنندگان جانشان را از دست دادند.

به گفته روستاییان و زمین داران مغانی این مسائل را در سفر رئیس جمهور به استان اردبیل با او در میان گذاشتند و دکتر احمدی نژاد بر لزوم حل مشکل تاکید کرده اما فقط برخی ازمجموعه توانستند به صورت ناقص دریافت (۳ هکتار زمین) به حق خود دست یابند.

خاطر نشان می شود آبانماه سال گذشته جمعی از ساکنان محدوده شرکت پارس مغان نیز به منظور احقاق حق خود مبنی بر واگذاری اراضی زراعی تصرف شده آنها توسط شرکت مذکور، در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده بودند.

آنها معتقد بودند شرکت پارس مغان با اجبار زمین های زراعی آنها را جهت توسعه این شرکت تصرف کرده و اکنون آنها خواستار باز گشت زمینهای مذکور به صاحبانش و احقاق حق خود هستند.
نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت 1:39 | لینک ثابت |

وضعیت نامعلوم دهها فعال آذربایجانی در زندانهای ایران

واحید قاراباغلی
vahidqarabagli@gmail.com

با اينکه بیش از دو هفته از دومین سالگرد تظاهرات ۱ خرداد ۱۳۸۵ آذربایجان گذشته است اما هنوز تعدادي زيادي از فعالان هویت طلب در زندان و بازداشتگاه های وزارت اطلاعات تبريز به سر مي برند. بنا به گزارش هاي مدافعان حقوق بشر، از داخل کشور و خانواده هاي بازداشت شدگان، اکثر اين زندانيان از روند برخوردهاي صورت گرفته ناراضي هستند و مي گويند روند دادرسي به صورتي ناعادلانه در جريان است؛ و آنها از حق داشتن وکيل مدافع در زمان تحقيقات و مدت بازداشت محروم اند و حتي بازجويي ها در بسياري موارد همراه با فحاشي و ضرب و شتم صورت گرفته است.

به گفته خانم فاخته زمانی، مسئول انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران ( آداپ) «طی هفته های گذشته نزديک به ۱۰۰ نفر در تبریز بازداشت و شکنجه شده اند. که تعدادی از آنها هنوز هم در بازداشت گاه هاي اطلاعات زیر شکنجه های جسمی و روحی بسر می برند».

در حال حاضر از اين افراد، آقایان حسن اسدی، علی صدیقی، جمشید زارعی، کمال اشرفی ، احد رضوی ، حجت ولی پور، مهدی نجاری، امیر محمد بنائی سابق، فرشید مصطفائی، نادر محمدپور هنوز هم در بازداشتگاه اداره اطلاعات تبريز به سر می برند.

حسن اسدی از فعالان باسابقه در تبريز در روز 30 ارديبهشت ماه دستگير شده است. او پيش از اين چندين بار از جمله در سال گذشته، نزديک شش ماه در زندانهاي اداره اطلاعات تبريز و اردبیل به سر برده بود.

بنا به گزارشات رسیده آقایان "احد رضوی" و "امیر محمد بنائی سابق" نیز که ۲۰ اردیبهشت به جرم تکثیر و پخش اعلامیه بازداشت شده اند به شدت شکنجه شده اند.

بر اساس همین گزارش امیر محمد بنائی سابق که در پا پلاتین نیز داشته است در اثر شکنجه ها از آن ناحیه صدمه دیده و بشدت رنج می برد. او محروم از دسترسی به هرگونه امکانات پزشکی است.

اکبر حسین زاده، محمد راهنمایی، علی خاکپور، احد رضایی، حمید رضایی، محمد فرهادی، حسین میرزاخانی، صمد محمد جعفری، یاسر حیدرنژاد ، حجت مختارزاده ، ولی عبداله پور، مهدی دهقان ،مرسل بخشی، حجت سیفی نژاد، اصغر نعیمی، عبدالعجب تاروردیان،حسن حسین زاده، رحمان قاسمی، اسماعیل فتحی، حسن طوری، وحید رضایی، فرهاد محسنی، علی تدیون قراملکی، حجت تاروردیان دیگر بازداشت شدگان هفته های گذشته تبریز هستند که به احتمال زیاد هنوز هم در حبس هستند.

از سوی دیگر با اینکه هفته گذشته محمد رحمانی، ابراهیم طلوعی، حسن بعثت پور، عزیز ایمانی،صمد قروتنی، کریم محمدزاده، فیروز عباس قلیزاده، رضا عباس قلیزاده، وحید هاشم پور، سعید هاشم پور، ایرج حسنی در تبریز و حجت عراقی، سلمان عراقی، سالار عراقی، اکبر عبدالهی، پیام علمقلی لو در خوی با قرار وثيقه و ضمانت تا روز تشکيل دادگاه از زندان و بازداشتگاه هاي اطلاعات آزاد شده اند، هنوز هم دهها فعال در محل نامعلومی بدون تماس با خانواده خود بسر می برند. آقایان ماشااله رزمی، رامین رزمی و اکبر حسین زاده از جمله این فعالان هستند.

خانواده ها نیز در خصوص عدم ارسال خبر به رسانه ها و مجامع دفاع از حقوق بشر به شدت تهدید شده اند. از اين رو نگراني ها نسبت به شکنجه این فعالین نیز بيشتر شده است.

در شهرستان اهر نيز مأموران اداره اطلاعات در هفته گذشته، ضمن حمله به خانه هاي فعالان حرکت ملي آذربايجان در اين شهر، عده اي از آنها را دستگير و بعد از ۲۴ ساعت بازداشت آزاد کرده بودند..سخاوت عزتی نویسنده و شاعر اهری از جمله دستگيرشدگان می باشد.

نیروهای امنیتی هنگام بازداشت او پس از تفتیش خانه،کیس کامپیوتر، کتابها و دفترچه های یادداشتهای شخصی وی را نیز مصادره کرده بودند.

و در شهر نقده، به دليل کشته شدن تعدادي از تظاهر کنندگان دو سال قبل و تيراندازي مستقيم ماموران به مردم، امسال نیز چون سال گذشته حجم فشارها در اين شهر افزايش چشمگيري داشت. بر اساس گزارش مدافعان حقوق بشر محلي، با اینکه براي ممانعت از برگزاري تجمع در اين شهر، نيروهاي ضد شورش از شهرهاي کرمان، مهاباد و بوکان به نقده منتقل شده بود روز شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۷مراسم دومین سالگرد جانباختگان چهارم خرداد ۱۳۸۵با شرکت هزاران نفر در مساجد جامع و کؤهول نقده و مسجد محمدیار و همچنین بر سر مزار جانباختگان در نقده و محمدیار برگزار شد.

در اعتراضات سراسری تورکهای آذربایجان در سال ۸۵ در اين شهر، دهها تن کشته و زخمي شدند که تلويزيون ايران کشته شدن چهار نفر از آنها به نامهاي توحيد آذريون، همت اسمزاده، حسين فتحي پور، عسگر قاسمي، را تأييد کرد.

در این میان از اورمیه نیز خبر می رسد وضعیت زندانیان سیاسی آذربایجانی در زندان اورمیه نیز وخيم است .

فریدون مهدی پور فعال سیاسی اهل اورمیه که از روز یکشنبه ۲۱ بهمن ماه ۱۳۸۶ در زندان اورمیه به سر می برد٬ از اول خرداد شروع به اعتصاب غذا کرده است. گفته می شود دلیل اعتصاب غذای این فعال شناخته شده حرکت ملی آذربایجان اعتراض به وضعیت زندانیان سیاسی زندان اورمیه و همچنین عدم موافقت با درخواست آزادی مشروط وی می باشد.

فریدون مهدی پور طبق دو حکم صادره از دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی در بهمن ماه ۱۳۸۵ و شهریورماه ۱۳۸۶ به اتهامهای "اقدام عليه امنيت کشور و همكاری با گروهك تجزيه طلب آذربايجان جنوبی (پان تركيست)" و "توزیع اعلامیه و تبلیغ تجمع یکم خرداد سالروز اغتشاشات دوم خرداد سال ۱۳۸۵"٬ به سی و نه ماه و یک روز حبس محکوم شده٬ که ۹ ماه و یک روز حبس قطعی است و ۳۰ ماه آن به مدت ۴ سال تعلیق شده است.

همزمان با افزایش فشارها بر زندانیان سیاسی و عقیدتی آذربایجان اعضای خانواده این زندانیان نیز تحت فشارهای مضاعف قرار گرفته اند.

از اردبیل خبر می رسد فشارهای امنیتی نسبت به خانواده عباس لساني زنداني سياسي که در زندان یزد به سر مي برد افزایش یافته است. دادستان و اداره اطلاعات اردبیل به خانواده لسانی اعلام داشته اند که آقای لسانی باید بعد از آزادی از زندان یزد به یک شهر فارس نشین مهاجرت بکند در غیر اینصورت هر اتفاق و حرکتی در اردبیل و دیگر شهرهای آذربایجان روی دهد ما او را دستگیر و زندانی خواهیم کرد.

محرومیت از تحصیل، چهار دانشجوی دانشگاه تبریز

اگر چه بعضي مقامات وزارت علوم موضوع عدم ثبت نام دانشجويان ستاره دار را رد کرده بودند اما اخبار رسیده ازتبریز حاکیست، نادر مهد قره باغ، صمد پاشایی، ناهید بابازاده و امین امامی چهار دانشجوی دانشگاه تبریز هستند که با ارائه نشدن کارنامه آزمون کارشناسیس ارشد آن ها از سوی سازمان سنجش عملاً از تحصیلات تکمیلی محروم گشته اند.

این دانشجویان جهت پیگیری وضعیت خود به اداره گزینش استاد و دانشجوی وزارت علوم مراجعه کرده بودند که در نهایت مسئول این اداره آقای نوربخش دلیل محرومیت از تحصیل این دانشجویان را در مقطع کارشناسی ارشد، فعالیت های سیاسی آن ها در دوره کارشناسی اعلام کرده است.

همچنین سجاد رادمهر دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی مکانیک که بدلیل ممانعت مسئولین امنیتی دانشگاه تبریز از برگزاری جلسه دفاع پایان نامه ارشد خود محروم شده بود هفته پیش به کمیته انضباطی دانشگاه تبریز احضار شد.

دانشجویان دانشگاه تبریز در اعتراض به اقدامات مسئولین دانشگاهی در تعرض به حق تحصیل دانشجویان اقدام به توزیع گسترده ویژه نامه ها و تراکت در سطح دانشگاه نموده اند.

آذربایجانی
های ایران خواستار حقوقی در امور فرهنگی و زبان، از جمله حق تحصیل و آموزش به زبان مادری هستند.
نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در جمعه هفدهم خرداد 1387 ساعت 1:38 | لینک ثابت |

گونئی آذربایجاندا اینسان حاقلاری تاپدالانماسی و خاریجده یاشایان آذربایجانلی لار

واحید قاراباغلی
vahidqarabagli@gmail.com

ماحمود احمدی نژادین ۱۳۸۴ اینجی ایلدن ایران جمهور باشقان لیغینا سئچیلدییندن و ۱۳۸۵ اینجی ایلده آذربایجان خرداد اعتراض لارینین باش وئرمه سیندن سونرا گونئی آذربایجان دا اینسان حاقلاری نین تاپدالانماسینا میللی فعاللاری نین توتولما حاللاری نین - چوخالماسی - اونلارا تعضیقلرین آرتماسینا شاهید اولموشوق.

بو گون آذربایجانلی مدنی - سیاسی - اینسان حاقلاری فعاللاری- ژورنالیست لر - اویرنجی لر اوز میللی و مدنی ایستک لری یولوندا حبسه گئدیرلر- تحصیل دن و یا ایشلریندن آتیلیرلار. بئله بیر دورومدا اینسان حاقلاری مساله سینه دیققت یئتیرمک بو گون بوتون آذربایجانلی فعاللارین اوزللیکله خاریجده یاشایان سویداشلاریمیزین اوزه رینه دوشن بیر وظیفه دیر. اونلار ایچه ریده کی آذربایجانلی لار لا بیرلیکده اوز گئنیش فعالیت لری ایله بین الخالق تشکیلاتلارین دیققتینی آذربایجان مساله سینه گتیرمه لیدیرلر.

گونئی آذربایجاندا حبس ائدیلن سیاسی فعاللارین ایشگنجه یه معروض قالدیغی - اونلارا قارشی ساختا ایتتهام لارین ایره لی سورولدویو و آی لار حبس لر وئریلمه سی باره ده معلوماتلار بیر بیری نین آردینجا گلیر.

بو معلوماتلار البته کی کامیل دئییل دیر چونکو خبرلر اساسا" فعاللارین عایله سیندن،  دوستلاریندان، حرکات عضولریندن الده ائدیلیرو عایله لرله تماس یاراتماق همیشه ده مومکون اولمور و یا عایله لر تهدید آلتیندا ساخلاندیغیندان حبس ائدیلن عضو لری باره ده معلومات وئرمه مک له خبردارلیق ائدیلیرلر. تصور ائدون کی، حبس ائدیلن، ایزله نن، نظرده ساخلانیلان، ضمانت له آزادلیغا بوراخیلان حرکات چی لارین ائولری لری ده نظارته آلینیر و گودولور، تلفون لاری دینله نیلیر، اونلار باره ده هر هانسی معلوماتلاری یاییلماماسی اوچون یاخین دوستلاری بئله نظارت گوتورلور .دیگر عایله عضولری، قارداشلاری،حیات یولداشلاری دا حبس ائدیلیر. دئمک ایران دولتی گونئی آذربایجان میللی حرکتی  نین ماهیتی نین آچیقلانماسیندان قورخور، معلوماتلارین خاریجده و خالق آراسیندا چیخاریلماسی نین قارشی سینی آلماغا چالیشیر.

آمما بو چتین لیک لرله عایله لر، فعاللار جانلارینی خطره سالاراق، بو یولدا هزینه لر وئره رک خبرلری اینسان حاقلاری فعاللارینا چاتدیرییرلار و البته کی آذربایجانلی اینسان حاقلاری فعاللاری محدود ایمکانلارینا باخمایاراق بو معلوماتلاری بین الخالق تشکیلاتلارا و مدیالارا چیخارتماق دا سعی گوسته رییرلر. آمما هله ده دونیا یئته رینجه بو باره ده معلوماتلی دئییل بونون سببی ایسه خاریجده یاشایان آذربایجانلی لارین دوزگون فعالیت لر یئرینه، انرژی لرینی منفی حرکتلره، داخیلی چکیشمه لره، تشکیلاتلار و شخصلر آراسیندا اختلاف لارا صرف ائتمه سی و ایش یئرینه تکجه اوتوروب دوشدویوموز گونه مرثیه لر اوخوماق دان علاقه دار دیر. بونا باخمایاراق کی بیزیم بو گون تکجه فارس شوونیستینه لعنت اوخوماقلا مسئله لریمیز حل اولونمایاجاق . ایچه ریده فعاللار مبارزه یولوندا مختلیف تعضیقلر له اوزله شدیگی زامان بیز نه لرله مشغولیق بو خاریجی اولکه لرده کی فعالیتیمیزه هئچ بیر قاداغا یوخدور. گوز آلتیندا دئییلیک . ایشگنجه اولونموروق و حبس وئریلمیر.

بو گون خاریجده یاشایان و دوزگون فعالیت گوسترن لر بارماق ساییندان آزدیلار. تاسف لرله تا او زامانا قده ر کی بیزیم خاریجده یاشایان سویداشلاریمیز تکرار دانیشیق سوزلرین بوراخماییب و عملی فعالیته کئچمه یه جک لر هر نه بیزیم ایسته دییمیز کیمی اولمایاجاق.  بو گون مساله لریمیزی خاریجی مدیالارا چیخاریلماسینا بویوک احتیاج واردیر. اگر بیز بو گون بونو ائده بیلمه سک، ایران حاکیمیتی داها آزغینلاشاجاق، فعاللاریمیزی آرتیق اینجیدیب و میللی حرکاتیمیزی سرکوب ائده جک دیر. بونا ایمکان وئرمه مک اوچون هامیمیز چالیشمالییق.آذربایجان تشکیلاتلاری بین الخالق استانداردلارلا قورولوب و سیستئملی فعالیت گوسته رمه لیدیرلر.ایش قانونلارینی رعایت ائدیب و لایحه نین وئره جگی نتیجه نی دوشونه رک آددیم آتمالیدیرلار.

 خاریجده یاشایان سویداشلاریمیز اینسان حاقلاری تشکیلاتلاری ایله داها چوخ علاقه یاراتمالیدیرلار. همین تشکیلاتلار واسیطه سی ایله حقیقت لریمیزی دونیا ایجتیماعاتینا چاتدیرماق ، بعضی تدبیرلری حیاتا کئچیرمک مومکوندور. دیاسپورا تشکیلاتلاری گونئی آذربایجانلا باغلی آیری - آیری بین الخالق تشکیلاتلارا، آوروپا اولکه لرینده پارلمانت قوروملاری ایله سیخ علاقه یاراتمالی، بو ایستیقامت ده فعالیت گوسترمه لیدیرلر.

 گونئی آذربایجان میللی حرکاتی نین تملی اینسانی ایستک لره، دونیادا قبول ائدیلمیش اینسان حاقلاری قانونلارینا، وطنداش آزادلیغی و مدنی حاقلارین برابر قورونماسی اصوللارینا سویکه نیر.

 ایراندا سیاسی فعاللاریمیزین حقوقولارینین پوزولماسی نین اوزه چیخارتیلماسی ایله یاناشی اینسان حاقلاری نین گئنیش بیر آنلاملی اولدوغونو دا نظره آلاراق  ایقتیصادی - سیاسی - ایجتیماعی - کولتوره ل حاقلارینی دا مطرح ائتمگه بویوک ایمکانلار وار. بو اوزللیک لری میللی حرکتیمیزده یایماق گونوموزون ان واجیب مساله لریندن دیر.  تجروبه گوسته ریب کی بئله فعالیت لر هر زامان اوغور الده ائدیب چونکو موعاصیر دونیا دموکراسی و اینسان حاقلارینی بسله ییر.

بو گون میللت لر وارکی سای باخیمیندان چوخ آزدا اولسالاردا بویوک لابی چی لیک گوجونه مالیک دیرلر. و بیزده بیر میللت اولاراق اوزوموزه بونو هدف قویاراق کی ایچه ریده گئدن حرکاتی خاریجده تانیتدیراق بو یولدا سیستم لی فعالیت میزله بین الخالق جمعیتین دیققتینی و حیمایه سینی حرکتمیزه جلب ائتمه لیک، بلکه بو ایش بیر گون ده یا بیر آی دا اولمایا آمما زامانلا بیزده او یئره چاتا بیله ریک. بو شرط له کی هدف یاددان چیخمایا و توتدیغیمز یولدا ، دوزگون اصوللارلا فعالیت گوستره ک.

نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در یکشنبه پنجم خرداد 1387 ساعت 15:12 | لینک ثابت |
سرکوب و دستگیری های گسترده در آذربایجان

واحید قاراباغلی
vahidqarabagli@gmail.com

بر اساس گزارش های رسیده از آذربایجان، امروز همزمان با دومین سالگرد اعتراضات سراسری تورکهای آذربایجان (خرداد ۱۳۸۵) نیروهای از پیش آماده جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تجمعات احتمالی تدابیر خاص امنیتی را بر شهرهای آذربایجان حکم فرما و بار دیگر اقدام به دستگیری و ضرب و شتم دهها فعال آذربایجانی پرداخته است.

روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر ، از تبریز، خبر می دهند امروز خیابان ها مملو از نیروهای سپاه، بسیج، نیروی انتظامی و لباس شخصی ها بود. ماموران موتورسوارو خودروهای ضد شورش با اتوبوس های مملو از نیروهای گارد ویژه در سطح شهر ظاهر شده و به ایجاد جو وحشت و ارعاب در بین مردم دامن زده بودند.

حسن ارک، جمشید زارعی(۳۲ ساله)، حمید رضایی( ۳۵ ساله)، حجت تاری وئردیان(۳۹ ساله)،احد رضوی، اکبر حسین زاده،حسین میرزاخانی و علی صدیقی از جمله بازداشت شدگان در تبریز هستند.

در شهرهای دیگر نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. بنا به گزارشات منتشره، در شهرستان اورمیه از چندین روز قبل بیش از۱۵۰ نفر از فعالین حرکت ملی آذربایجان به مراکز اطلاعاتی و امنیتی احضار و بعد از اخذ تعهد کتبی آزاد شده بودند. به گزارش مدافعان حقوق بشر در این شهر دیروز و بعد از ظهر امروز چهارشنبه اول خرداد مغازه و منزل چند تن از فعالین شناخته شده مورد حمله مامورین اطلاعات قرار گرفته است .

اخباری مبنی بر بازداشت روزنامه نگار و فعال سرشناس ائلیاز یئکنلی در این شهر وجود دارد .

در شهر نقده، به دلیل کشته شدن تعدادی از تظاهر کنندگان سال ۸۵ و تیراندازی مستقیم ماموران به مردم،مثل همیشه حجم فشارها در این شهر افزایش چشمگیری داشته است. بر اساس گزارش فعالان مدنی از نقده، برای ممانعت از برگزاری تجمع روز ۴ خرداد ۸۷ در این شهر، نیروهای ضد شورش غیر بومی به نقده منتقل شده اند.

دو سال پیش در این شهر، دهها تن کشته و زخمی شدند که تلویزیون ایران کشته شدن چهار نفر از آنها به نامهای توحید آذریون، همت اسمزاده، حسین فتحی پور، عسگر قاسمی، را تأیید کرد.

همچنین در شهرستان خوی نیز طی چند روز گذشته پنج دانشجو بنامهای حجت عراقی ، سلمان عراقی ، سالار عراقی ، اکبر عبدالهی و پیام علمقلی لو دستگیر شده و تاکنون در محل نامعلومی نگهداری مس شوند.

و در میاندوآب،بهبود قلی زاده،جلال کودریلو،داریوش عندلیبیان و علی سلطانی، شاهين حسنی، شاهرخ فرامرزي، عين اله آهنگري، مصطفي دولتخواه، امير آقازاده، مرتضي لك، بهكام محمدي، ولي الله ظهرابي از جمله کسانی هستند که در روزهای گذشته از به اداره اطلاعات میاندوآب(قوشاچای) احضار و تحت فشار قرار گرفته اند.
در پایان لاذم بذکر است اخبار منتشر شده به هیچ وجه شامل تمام موارد موجود نمی باشد. در واقع انعکاس تمام اخبار مربوط به نقض حقوق بشر در آذربایجان با توجه به فشار و خفقان شدید بسیار سخت است.
نوشته شده توسط واحید قاراباغلی در پنجشنبه دوم خرداد 1387 ساعت 3:27 | لینک ثابت |
تدارک گسترده سپاه و بسیج برای سرکوب تظاهرات ۱ خرداد ملت آذربایجان